تبليغاتX
ATROPATIKAN

ATROPATIKAN

انجمن فرهنگ و هنر آتروپاتيكان...فرهنگستان رسمی آموزشی ، پژوهشی فرهنگ و هنر ایران زمين

جستار فرهنگ و هنر النا 2

فلسفه هنر و زیبایی شناسی 

هرمنوتیک و زیبایی‌شناسی جدید  Hermeneutics  به معنای علم هرمنوتیک یا مباحث مربوط به هرمنوتیک است . این لفظ در قدیم نبوده و در روزگار قدیم به تعبیر هرمنوتیک برنمی‌خوریم .ولی الفاظی در عصر یونان بوده که به طریقی با واژه هرمنوتیک مناسبت دارد .لفظ باری ارمینیاس که ارسطو به کار می‌برد و عنوان یکی از فصلهای منطق ارسطو است ، این چنین می‌باشد .لفظ هرمنوتیک بازگشت می‌کند به مصدر هرمنیا که به معنای تفسیر کردن است . هرمنوئین فعل ، و هرمنیا اسم است .ارتباط هرمنوتیک با هرمس از لحاظ ریشه شناسی محتاج بحثهای خاص خود است اما به هر روی ، هرمنوتیک به لحاظ حقیقت خود به هرمس نزدیک است . زیرا مهم‌ترین اختراع هرمس اختراع حروف الفباست که در نتیجه آن نوشتار پدید آمد و هرمنوتیک هم معطوف به تفسیر نوشتار است . در دوره جدید این لفظ وضع دیگری پیدا می‌کند و نمایندگانی مثل اشلایر‌ماخر ، دیلتای ، هیدگر و گادامر پیدا می‌کند . در سه یا چهار دهه اخیر هرمنوتیک یا جریان پست‌مدرن همراه شده است و وجوه تفکر هرمنوتیکی را در تفکر پست مدرن ها می‌توان یافت. هرمنوتیکس از وجهی مقابل ساینتیستیکس  Scientistics و دیالکتیکس  Dialectics  است .  S را در هر سه واژه به منطق و مبحث علم ترجمه می‌کنیم .بنابراین در اینجا با سه منطق و مبحث علم مواجهیم .1- منطق و مبحث علم ساینتیستیک : رویکرد علمی ، پوزیتیویستی 2- منطق و مبحث علم دیالکتیک : رویکرد جدلی 3- منطق و مبحث علم هرمنوتیک : رویکرد تفسیری نکته مهم دیگر اینکه هرمنوتیک در هیدگر و شاگردش گادامر ، که شاید مهم‌ترین نماینده این حوزه باشد ، پدیدار‌شناسانه Phenomenologic می‌شود .پس باید ببینیم که پدیدار‌شناسی چیست و رویکرد پدیدار‌شناسی به هنر چه رویکردی است .امروزه برخی هرمنوتیک را تاویل ترجمه می‌کنند اما ترجمه‌ای رسا به نظر نمی‌رسد . هرمنوتیک مباحث مربوط به تفسیر است نه تاویل .تاویل در سنت گذشتگان ما مقابل تنزیل بوده است . کلام حق تنزیل کرده و فرو آمده است .این کلام از اعلی مقامات معنوی بر پیامبر فرود آمده  و تنزیل پیدا کرده و بر زبان او جاری شده است.تاویل پیمودن سیر مخالف این تنزیل است . تاویل به معنای بازگرداندن قول ظاهر است به آنچه که در اول بوده . چون از ریشه اول است یعنی چیزی را به مرتبه اول خودش بازگرداندن . این وظیفه علمای هرمنوتیک نیست . ایشان به دنبال تفسیرند . لذا به نظر می‌رسد ترجمه هرمنوتیک به تفسیر ترجمه مناسبتری است . تفسیر از فسر به معنای آشکار کردن است .وقتی می‌خواهیم معنای متن را آشکار کنیم ، آن را تفسیر می‌کنیم. هرمنوتیک به لحاظ سابقه تاریخی ابتدا در حوزه کلام و تئولوژی مطرح شد . حال می‌پرسیم که اگر بخواهیم تفسیر ادبی داشته باشیم ، بر اساس رویکرد هرمنوتیک چگونه خواهد بود . بخصوص اگر هرمنوتیک از نوع هرمنوتیک پدیدار‌شناسانه باشد ، مساله چه وضعی پیدا خواهد کرد .دیدگاه رایج این است که یک متن شبیه چیزی است در خارج وجود ما ؛ ابژه‌ای است در جهان خارج و مستقل از ادراک کننده‌هایش وجود دارد . دیدگاه رایج که دیدگاهی ابژکتیویستی و شیء انگار است متن ادبی را همچون شی تلقی می‌کند و آن را چیزی مستقل از ما می‌داند .بر ساسا این دیدگاه ، ادراک هر کسی از یک اثر با خود آن اثر مورد ادراک تمایز داشته و مستقل از آن است . به تعبیر دیگر متن ادبی را در دیدگاه ابژکتیویستی رایج ، یک شی فی نفسه می‌گیرند . شی ای که مستقل از نیات و مقاصد ما است .آنچه که در تفسیر رایج به دنبالش هستیم این است که درباره خود اثر چیزی بیان کنیم .یعنی آن خود فی‌نفسه اثر که مستقل از ماست و البته قابلیتهای خاص خودش را دارد .به بیان دیگر اثر هنری در تلقی رایج ، اتونوموس دانسته می‌شود .یعنی در یک کلمه ، در تفسیر ادبی جدید یا تفسیر متعارف هنر ، ابژکتیویسم مبنا قرار می‌گیرد.پدیدار‌شناسی ، قرابت و مناسبت میان سوژه و ابژه را در تاریخ فلسفه نشان داده است ، یعنی نشان داده است که چیزی به عنوان ابژه محض اصلا وجود ندارد . به همین صورت آگاهی کاملا سوبژکتیو وجود ندارد . هیچکس نمی‌تواند بگوید من آگاهم ، بلکه باید بگوید من آگاهم به ....

زیبایی شناسی فرکتال

Consciousness is always counsciousness of … بنابراین سوژه بودن یک چیز به این معناست که آن سوژه معطوف به ابژه است و ابژه بودن ابژه به این است که معطوف یک سوژه است و متعلق التفات یک فاعل ادراک می‌باشد . لذا این تصور که یک اثر هنری اتونوموس هست و یک مفسر مستقل از آن ، اساسا تصور باطلی است . آنچه که هست ، نه یک اثر مستقل اتونوموس بلکه تفسیرها از آن اثر است . اگر کسی بگوید من با تفسیرها کاری ندارم و می‌خواهم بدانم فارغ از این تفسیرها خود اثر چیست ره به جایی نمی‌برد .هر اثری در تفسیری از تفسیرها ظهور میکند و آن اثری که در هیچ یک از تفسیرها ظهور نکرده ، اصلا ظهور نکرده و معلوم برای هیچکس نیست . آنجا که اثر ادبی را کاملا ابژکتیو می‌گرفتیم و مثل یک سنگ مستقل از خودمان در نظر می‌گرفتیم ، دیدگاهمان بسیار به دیدگاه علم جدید ( ساینتیستیک ) نزدیک بود .ولی بر اساس این دیدگاه اخیر سوژه و ابژه تقابل تضایف  ‍‍Corelation  دارند . آن وقت کم کم حرکت کردیم به جانب هرمنوتیک. جریان غالب امروزه در کل عالم ، جریان ساینتیستیک است .مثلا اگر در موزه‌ها‌ی بزرگ دنیا و ایران و دانشگاههای هنر سیر کنیم ، این دیدگاه را به روشنی می‌یابیم . دیدگاهی که در آن ، آثار هنری اشیا مستقلی هستند که مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند .حتی درسها بر اساس دیدگاه ساینتیستیک است . مثلا درس تجزیه و تحلیل آثار هنری ، که در آن چنان رفتار می‌شود که اگر می‌خواستند مثلا قورباغه‌ای را تجزیه و تحلیل کنند .حال آنکه در دیدگاه هرمنوتیک مساله چیز دیگری است .از دیدگاه هرمنوتیک اگر با تابلویی روبرو شویم اولین سئوال این است که آنچه که به ظهور رسیده ، " من " است یا " تابلو " . از دیدگاه هرمنوتیک مجالی گشوده می‌شود که آدمی بپرسد " من " که هستم . چون من شرط این ظهور هستم . من شرط این Phenomenality هستم . حیث التفاتی Intentionality همین جاست . این ظهوری که حاصل شده به واسطه " من " است . از طرف دیگر آن اثر هم شی تلقی نمی‌شود .بلکه صدای انسانی تلقی می‌شود که باید شنیده شود یا چهره انسانی تلقی می‌شود که باید دیده شود . من بیننده و آن اثر مبدل می‌شویم به مواجهه دو آدمی و دیالوگ میان دو نفر . اکنون در نسبت دیگری با اثر ادبی یا هنری قرار می‌گیریم که بسیار متفاوت است با اینکه آن را فقط به عنوان پرسپکتیو ، سایه روشن و ... ببینیم .در هرمنوتیک مجالی می‌یابیم تا نسبتهای دیگری را تجربه کنیم . مفاهمه ، دیالوگ و هم زبانی از اصطلاحات فنی حوزه هرمنوتیک هستند. شمای ادامه بحث ما در باب هرمنوتیک و هنر به این صورت است :

·       بررسی رویکرد پدیدار شناسانه به هنر

·       اصطلاحات فنی هرمنوتیک

·       هرمنوتیک هیدگر ، گادامر ، دریدا و رویکرد ایشان به هنر

·       اشلایر‌ماخر و هنر

·       تفکر پست‌مدرن و هنر

ملاحظاتی در باب هنر: در تعابیر رایج از هنر ، مثل" فلسفه هنر " ، " رشته هنر " ، " دکتری هنر " ،" برنامه های هنری " ، " موزه هنرهای معاصر " ، " دانشکده هنر " و ... هنر معنای خاصی دارد . این قبیل تعابیر رایج از هنر جدید هستند و در سنت ما نبوده‌اند . کلمه هنر کلمه‌ای باستانی است .اما در این تعابیر جدید هنر در معنایی ظاهر می‌شود که در تمدن ما بی سابقه بوده است .هنر در تعابیر امروزین به معنای Art ظاهر می‌شود .Art  به Ars برمی‌گردد که واژه‌ای لاتینی است . آرس ترجمه لاتینی است از لفظ یونانی تخنه که به تکنولوژی ارتباط دارد و البته عین آن نیست . پس ما به عنوان مشتغلین به هنر که در زبانمان تعابیر رایجی مثل فلسفه هنر ، دانشجوی هنر و ... به کار می‌رود ، در همه موارد مرادمان تخنه است .اما گذشتگان ما همچون سعدی ، حافظ ، جامی و فردوسی از هنر تخنه نمی‌فهمیدند . مثلا در مصرع " عیب یاران و دوستان هنر است " منظور هز هنر تخنه نیست . چه شده است که ما هنر می‌گوییم اما تخنه مراد می‌کنیم ؟

·       چرا صورت یونانی حوالت تاریخی مقدر بر تقدیرات فرهنگی ما شده است ؟

·       چرا این صورت ، صورت فائقی است که در همه جا حضور دارد ؟

·       اگر بخواهیم هنر بگوییم و صورت یونانی آن را مراد نکنیم بلکه بخواهیم در فضای تمدن خودمان نفس بکشیم و خودمان باشیم ، آن وقت هنر به چه معناست ، اگر صورت یونانی آن نیست . هنرمندی در گذشته به عنوان شغل معنا نداشت . معنا هنرمندی در گذشته ، اهل کمالات بودن و مبری بودن از عیوب دانسته می‌شد . گر در سرت هوای وصال است حافظا       باید که خاک درگه اهل هنر شوی

׀ +׀ نویسنده: آرمین جعفرپور ׀ تاریخ: دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

جستار فرهنگ و هنر النا1

فلسفه هنر و زیبایی شناسی:  گادمر و زیبایی شناسی از نظر گادامر تفاوتی كه كانت میان تجربه زیباشناختی از یك سو و تجربه اخلاقی و معرفتی از سوی دیگر قائل می‌‌شود به هنر این مجال را می‌‌دهد كه قابلیت‌‌های ذاتی‌‌اش را گسترش دهد، ولی در عین حال قائل است به مشاركت هنر، در كنار علم و اخلاق، در فرهنگ گسترده‌‌تر بشری كه مسئله مهم‌‌تری به شمار می‌‌آید. گادامر در كتاب حقیقت و روش این مسئله را مطرح می‌‌سازد كه زیبایی‌شناسی تحت تسلط سوبژكتیویسم است. نگرشی به هنر كه مبتنی بر رویكردی خاص به زبان است. وی طی این اثر رابطه‌‌ای میان هنر و زبان را مطرح می‌‌سازد كه در این مورد وی تحت تأثیر استادش‌هایدگر است. هر دوی آنان مسئله گونه خاصی از حقیقت را كه منطق به هنر به مثابه زبانی از نوع خاص است مطرح می‌‌كنند. از نظر گادامر تفكیك هنر از حقیقت در حكم واگذاشتن هنر به زیبایی‌شناسی سوبژكتیویستی و متعاقبا ناگزیر به تحقیر و كوچك شمردن آن است. بحث گادامر در مورد هنر متعلق به زیبایی‌شناسی یا نظریه اجتماعی به معنای متعارفشان نیست، بلكه مربوط به پدیدارشناسی یا وجودشناسی هرمنوتیكی هنر است. تلاش گادامر با بحث بر سر رابطه هنر و بازی شروع می‌‌شود، بازی از خردگرایی علت و معلولی و به تبع آن از وجه غالب زندگی روزمره كنار گذاشته شده است. بازی دربرگیرنده «حركتی با مبدأ و مقصد» است، ولی فراسوی خود این بازی هدفی عملی وجود ندارد. البته نوعی خرد در این قضیه دخیل است، چراكه بازی باید قواعد داشته باشد و روند و اهدافی تعریف می‌‌شوند تا بازی شكل بگیرد. چنین چیزی «خردی بی‌‌هدف» است، چنین چیزی در بازی نه ناشی از بی‌‌فكری بلكه عمدی است.

نمی‌‌توان بازی كرد مگر آن‌‌كه كاملا به هویت هرمنوتیكی بازی دست یافت. از این رو بازی «بازنمایی حركت خودش» است. در هنر «بازی به كمال خود می‌‌رسد» و هنر، مستقل از بازیگرانی خاص یا حتی هنرمندان بر پای خود می‌‌ایستد. این بازی نیازمند مشاركت است و افراد برای شركت باید به قواعد و اهداف بازی تن دهند و موقتا امیالشان را معلق سازند یا نیازهای بازی را بر ذهنیت خود برتری ببخشند. در چنین زمینه‌‌ای نه بازیگران و نه نویسنده چیزی نیستند، مگر جزئی از بازی؛ در چنین وهله‌‌ای جهان بیرون از بازی نیز به حساب نمی‌‌آید، جهان بازی منسجم و خود بسنده است. گادامر در بخش نخست حقیقت و روش، چیزی را كه آگاهی زیباشناختی می‌‌نامید شدیدا مورد انتقاد قرار دارد، زیرا آگاهی زیباشناختی از نظر او یك انتزاع مدرن پوچ و اسف‌‌بار بود. به نظر وی زیبایی‌شناسی نمی‌‌تواند محتوا را كاملا كنار بگذارد. امر زیباشناختی برای بقا باید دریابد خلوص ناممكن‌‌اش به چه معناست. هنگامی كه گادامر در طرح زیباشناختی خود اعلام داشت كه قصد دارد معنای فهم و حقیقت را از الگوی علمی و روش‌‌مند حقیقت آزاد كند خود از نوعی تجربه زیباشناختی حقیقت دنباله‌‌روی می‌‌كرد. این موضوع شاید كمی گیج‌‌كننده به نظر آید، یعنی نفی قاطع زیبایی‌‌شناسی در كنار اتكای تام و تمام به تجربه زیباشناختی حقیقت. واقعیت این است كه دو حركت مزبور ملازم یكدیگرند. طبق نظر گادامر فقط با در هم ریختن تلقی جدید از آگاهی زیباشناختی و پیامدهای اسف‌‌بار آن برای درك فهم است كه می‌‌توان به بازیابی نقش حقیقت به معنای هنر یا تجربه زیباشناختی امیدوار بود. مفهوم زیبایی‌‌شناسی پدیده‌‌ای است مشخصا مدرن، البته قدما نیز تصوری از آیسته سیس داشتند كه واژه كنونی استتیك مأخوذ از آن است، البته آن واژه در نزد آن‌‌ها به كل حوزه ادراكات حسی اطلاق می‌‌شد كه الزاما مفهوم ارزش هنری یا زیباشناختی را آن‌‌گونه كه امروزه ما چنین مفهومی را از آن مراد می‌‌كنیم، دربرنمی‌‌گرفت. فیلسوف آلمانی، الكساندر گاتلیب، باوم گارتن، نخستین كسی بود كه اصطلاح مزبور را در مفهوم جدید آن به كار برد. وی بر آن بود با متكامل ساختن این فكر كه چیزی از نوع شناخت «زیباشناختی» وجود دارد كه بدون تبعیت از شیوه‌‌های قیاسی عقل محصل، به افكار خردگرا هم تعین می‌‌بخشد، از شدت دامنه عقل‌‌گرایی زمان خود بكاهد، اما نخستین فیلسوف مهمی كه چنین فكری را عمیقا پیگیری كرد، امانوئل كانت بوده و در بخش نخست كتاب سنجش خرد ناب از باوم گارتن و تلقی او از زیبایی‌‌شناسی فاصله می‌گیرد. به عقیده كانت، در قلمرو ذوق چیزی به نام اصول عقلی یا پیشینی وجود ندارد چراكه در این ساحت همه چیز تابع قضاوت‌‌های ذهنی است و به همین دلیل بود كه كانت استفاده از زیبایی‌‌شناسی را در این حوزه ناصواب می‌‌دانست. به نظر كانت زیبایی‌‌شناسی را فقط باید دانش شرایط پیشینی پذیرندگی انسان به حساب آورد و این پذیرندگی به هیچ وجه به مفهوم نوین این كلمه زیباشناختی نیست، برعكس معرفتی محض است و از شرایط بنیادین زمان و مكان پیروی می‌‌كند. این در حالی است كه كانت، 9 سال پس از سنجش خرد ناب در كتاب نقد داوری واژه زیبایی‌شناسی را آن‌گونه كه در زمان وی مصطلح بود به كار گرفت. هرچند وی پیشتر آن را محكوم دانسته بود. در این كتاب وی از داوری زیباشناختی به منزله شكل خاصی از داوری یاد می‌‌كند كه با موارد فردی آغاز شده، می‌‌كوشد به مفهوم جهانشمولی دست یابد كه متناظر با آن است. به گفته كانت «بازی» قوای ذهن انسان است كه چیزی مثل لذت زیباشناختی، احساس زیبایی یا والایی را سبب می‌‌شود. به این ترتیب پیامد تلقی كانت از داوری زیباشناختی پدید آمدن حوزه‌‌ای مستقل برای زیبایی‌‌شناسی بود، حوزه‌‌ای كاملا مجزا از دو قلمرو معرفت یعنی قلمرو عقل نظری و اخلاق به عنوان قلمرو عقل عملی. این الگوی كانتی بر مباحثات زیباشناختی دو سده بعد از وی حاكم بود. برطبق نظر گادامر، پیش‌‌فرض ضمنی نظر كانت این بود كه داوری زیباشناختی فاقد معنای معرفتی است و چیزی صرفا زیباشناسانه. هرچند گادامر حقیقتا نمی‌‌خواست این استقلال را از اثر هنری سلب كند و این واقعیت مدرنی است كه نمی‌‌توان منكر آن شد، با این حال جامعیت آن را مورد سؤال قرار می‌‌دهد. برای او آگاهی زیباشناختی جداگانه فكری است انتزاعی زیرا اساسا چیزی به نام تجربه زیباشناختی به صورتی كه بخواهد حقیقت ادعایی اثر هنری را نادیده بگیرد وجود ندارد. اثر هنری همیشه حرفی برای گفتن دارد و این حرف را خطاب به شعور اخلاقی و معرفتی ما می‌‌زند و واكنش آن‌‌ها را سبب می‌‌شود. همین حقیقت ادعایی اثر هنری است كه گادامر در نظریه هنری خود سعی دارد به آن سامان دهد و از همین روست كه می‌‌كوشد آن را به تجربه عام‌‌تر ما از حقیقت، یعنی تلقی معرفتی ما از حقیقت تسری بخشد. برای گادامر، چیره شدن بر ذهنی‌‌گرایی زیبایی‌‌شناسی قبل از هر چیز مستلزم پذیرفتن این نكته است كه «آنچه ما در اثر هنری تجربه می‌‌كنیم و آنچه توجه ما را جلب می‌‌كند، میزان حقیقی بودن آن است». گادامر می‌‌گوید: «زیبایی‌‌شناسی باید از حد خود فراتر رود و از «خلوص» امر زیبا دست بردارد تا جانب انصاف را در مورد هنر نگه دارد». زیبایی‌‌شناسی ناخالص به این نكته واقف است كه همان‌‌گونه كه گادامر نشان می‌‌دهد زیبایی و خوبی با یكدیگر تداخل حاصل می‌‌كنند. به زعم گادامر همین كه حقیقت از گستردگی تمام و كمال خود برخوردار شود، قضاوت زیبایی‌‌شناختی امری ناگزیر می‌‌شود و در نهایت این نتیجه حاصل می‌‌آید كه حقیقت غیرمفهومی را نه فقط در «هنر» كه در حوزه‌‌های علم و اخلاق نیز كشف كنیم. بنا به تفكر گادامر و در یك جمع‌‌بندی می‌‌توان این‌‌طور قضیه را بیان كرد كه وقتی خواستیم بر ذهنی شدن زیبایی‌‌شناسی فائق آییم، ناچاریم قبول كنیم كه آنچه در اثر هنری تجربه می‌‌كنیم، حقیقت اثر هنری است، همان‌‌طور كه بیان شد زیبایی‌‌شناسی باید فراسوی حوزه محدود خود سیر كرده و لاجرم خلوص و استقلال خویش را رها كند. در اینجاست كه میان زیبایی، حقیقت و اخلاق پیوندی عمیق برقرار می‌‌شود. به همین علت است كه گادامر از «زیبایی‌‌شناسی ناخالص یا غیر ناب» یاد می‌‌كند. به نظر وی هنر امری است ناخالص و آكنده از عوامل گوناگون فرهنگی، اجتماعی. گادامر معتقد است هنر متضمن ظهور حیطه‌‌ای نیست كه فرد بتواند به گستره آن پناه ببرد و هرگاه كه اراده كرد به زندگی عادی بازگردد. بلكه اثر هنری آدمی را در معرض چالشی بی‌‌سابقه قرار می‌‌دهد و به او تكلیف می‌‌كند از دنیای آشنای خویش دست شسته و به ساحت تازه‌‌ای گام نهد. به همین جهت است كه گادامر یادآور می‌‌شود تجربه هنری دارای ماهیتی دگرگون‌‌كننده و استحاله‌‌بخش است. هنر نه تنها تبلوربخش واقعه حقیقت است بلكه واقعه وجود را نیز نزد آدمیان تجسم می‌‌كند.

 

خبرهای فرهنگی و هنری ایران و جهان...تیر جدیدترین خبرهای فرهنگ و هنر  

چکامه..."خسته ام از این کویر"..."نامی از هزار نام ای شما...سروده هایی زیبا از قیصر امین پور

تماشاخانه...خنده و شادی..انواع داستان طنز..جوک و لطیفه

فلسفه هنر و زیبایی شناسی...آیا هنر نوعی تفکر و فلسفه است؟

هنر تئاتر...شناخت مقدماتی و همچنین برخی محتوای درونی آن

هنر سینما...شناخت تاریخچه سینما و برخی از ویژگی های مقدمانی آن

هدیه انجمن النا...برای دوستداران تئاتر "نمایشنامه سنمار نوشته بهرام بیضایی"

 

׀ +׀ نویسنده: آرمین جعفرپور ׀ تاریخ: شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: جستار فرهنگ و هنر النا1 ׀

در باره من

با درود به شما هميهنان نازنين و مهربان. آرزومندم در هر كجاي اين ميهن زيبا ايران زمين بزرگ و در هر كجاي اين گيتي پهناور به سر مي بريد شاد باشيد و سربلند. همانطور كه مي دانيد نزديك به 3 سال است كه اين تارنما آغاز به كار نموده است. در اين 3 سال ما با دشواري ها و فراز و فرود هاي زياد برخورد نموديم اما به ياري اهورامزدا خيلي از اين دشواري ها را با نيرويي روز افزون پشت سر نهاديم. اينجانب آرمين مهر پويا در آستانه زاد روز اين تارنما تغييرات زيادي را در درون مايه و چارچوب آن انجام دادم طوريكه مي توان گفت اين تارنما به طور كلي تغيير جهت داده است. نام اين تارنما پيشتر النا بود كه به نام آتروپاتيكان (يكي از سرزمين هاي ايران زمين) دگرگون شد و درون مايه اي پربار تر بهتري را يافت. با آرزوي روزهايي خوش براي شما هميهنان مهربان (مدير تارنما)


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· جستار فرهنگ و هنر النا 2
· جستار فرهنگ و هنر النا1


لینکهای روزانه

· خاطرخواه
· تنهایی در سکوت/مرضیه
· جوانان پان ایرانیست
· ایرانیان پاک سرشت
· همراز اهورا/سارینا
· هزار یک شب من/وروجک
· جاده نمناک
· عشق تنها/احمد لوک
· تازه ها/مجید عقلمند
· آسمانی غرق ستاره/ رز
· ندای انسان/مسعود
· کیشمیش خانوم
· حسرت پرواز با ستاره ها
· نیک/هایدا کیان
· بی تو در کلبه تنهایی خویش
· هیچ چیز زیباتر از علم نیست
· مدار صفر درجه
· مترجم دردها/امین شهسوار
· شوخی و جدی/ اردوخانی
· سلام دنیا/محسن
· ایرانشناسی/رویداد
· دخترک تنها/پرنیان
· اسطوره عشق/فرخ فهیم
· دوستانه ها/آناهیتا
· هم آوا/ سجاد نیکنام


آرشیو موضوعی

· جستار فرهنگ و هنر النا1
· جستار فرهنگ و هنر النا2
· جستار فرهنگ و هنر النا3
· جستار فرهنگ و هنر النا4
· جستار فرهنگ و هنر النا5
· جستار فرهنگ و هنر النا6
· جستار فرهنگ و هنر النا7
· جستار فرهنگ و هنر النا8
· جستار فرهنگ و هنر النا9
· جستار فرهنگ و هنر النا10
· جستار فرهنگ و هنر النا11
· جستار فرهنگ و هنر النا12
· جستار فرهنگ و هنر النا13
· جستار فرهنگ و هنر النا14
· جستار فرهنگ و هنر النا15
· جستار فرهنگ و هنر النا16
· جستار فرهنگ و هنر النا17
· جستار فرهنگ و هنر النا18
· جستار فرهنگ و هنر النا19
· جستار فرهنگ و هنر النا20
· جستار فرهنگ و هنر النا21
· جستار فرهنگ و هنر النا22
· جستار فرهنگ و هنر النا23
· جستار فرهنگ و هنر النا24
· جستار فرهنگ و هنر النا25
· جستار فرهنگ و هنر النا26
· جستار فرهنگ و هنر النا27
· جستار فرهنگ و هنر النا28
· جستار فرهنگ و هنر النا29
· جستار فرهنگ و هنر النا30
· جستار فرهنگ و هنر النا31
· جستار فرهنگ و هنر النا32
· جستار فرهنگ و هنر النا33
· جستار فرهنگ و هنر النا34
· جستار فرهنگ و هنر النا35
· جستار فرهنگ و هنر النا36
· جستار فرهنگ و هنر النا37
· جستار فرهنگ و هنر النا38
· جستار فرهنگ و هنر النا39
· جستار فرهنگ و هنر النا40
· جستار فرهنگ و هنر النا41
· جستار فرهنگ و هنر النا42
· جستار فرهنگ و هنر النا43
· جستار فرهنگ و هنر النا44
· جستار فرهنگ و هنر النا45
· جستار فرهنگ و هنر النا46
· جستار فرهنگ و هنر النا47
· جستار فرهنگ و هنر النا48
· جستار فرهنگ و هنر النا49
· جستار فرهنگ و هنر النا50


لینکدونی

· *هم آوا*
· *قالب ساز آنلاین*
· *سایت شخصی حامد*
· *فقط موزیک*
· *عاشقی دروغه*
· *دایره مینا*
· *غزل من*
· *سینما و هنر*
· *غیر ممکن است*
· *ترانه مشکوک*
· *هواداران معین*
· *هوای بارانی*
· *آنیوس*
· *باز حرف دل یک بیدل*
· *پرستوی عاشق*
· *بی مرزترین دریا*
· *دنیای گرافیک*
· *و خدا همین نزدیکی است!*
· *آسمان و ریسمان*
· *بهار بی خزان*
· *انجمن نویسندگان جوان*
· *بارانی باید*
· *سایه های خیال*
· *هواداران هومن*
· *عشق همه ما*
· *بهترین آف های دنیا*
· *مشق کویر*
· *رپ پرشین*
· *جواب های بی سوال*
· *قلب شکسته*
· *نگاتیوهای سپید*
· *پارس هنر-هنر ایرانی*
· *ادبیات*
· *سینما جهان*
· *سینما ادیسه*
· *محمود ناظری*
· *گم گشته دیار عشق*
· *خیلی دور خیلی نزدیک*
· *نگاه موشکافانه*
· *اسطوره عشق خورشید*
· *بازیگران سینما*
· *کافه فیلم*
· *همین که هست*
· *صحنه تئاتر زندگی*
· *سینمای دنیا*
· *سینما و تلوزیون*
· *دل آرا هنر*
· *گروه نمایشی راگا*
· *در سایه سار شب*
· *سینما و دل نوشته های من*
· *دوبله و گویندگان جوان*
· *سریال های ایرانی*
· *تاریخ ایران*
· *فرهنگی و تاریخی*
· *ایران کهن تر از تاریخ*
· *شهرستان جلفا*
· *بزرگان و پادشاهان*
· *دنیای بهتر*
· *من پارسم*
· *بنیاد ایران ما*
· *جامعه شناسی و فلسفه*
· *فرهنگ ایران باستان*
· *تندیس مهر باستان*
· *آذربایجان جنوبی*
· *سرای کورش و داریوش*
· *هنر گام زمان*
· *فرهنگستان*
· *هرمزگان*
· *آذربایجان ژورنالی*
· *علوم سیاسی*
· *دوستان آنلاین*
· *کیش مهر*
· *همراز اهورا*
· *چشم اندازهای تاریخ*
· *آذربایجانشناسلیق تورکولوژی*
· *کلامی ماندگار*
· *پردیس ایرانی*
· *تورکلوق*
· سرباز کورش*
· *سرای دانای توس*
· *رضائیه شهر خاطره ها*
· *ایران سرزمین جاوید من*
· *سلام لرستان*
· *گنج و گنجینه*
· *ایران باستان*
· *کورش جاویدان*
· *میهن پرست*
· *روستای چهار فرسخ*
· *ایران شناخت*
· *کورش کبیر*
· *یاشاسین آذربایجان*
· *کورش شهریار روشنایی ها*
· *دنیای بی جواب*
· *اهورا مزدا*
· *بنافت سرزمین هزار تپه*
· *بامداد اندیشه*
· *تاریخ معاصر ایران*
· *راهیان کویر*
· *ایتالیا و فرهنگ*
· *مردم شناسی*
· *درباره ایتالیا*
· *پان شوشیسم*
· *ناگفته های تاریخ*
· *سرداران دفاع مقدس*
· *تاریخ تمدن ایران*
· *خیابان دلگشا*
· *نگین سبز*
· *شعر و ادبیات و فرهنگ ایرانی*
· *نی و نیلوفر*
· *نفس پاک زاگرس*
· *مطالب عشقولانه*
· *دختر و پسر بندرعباسی*
· *عکس ترسناک و خفن*
· *بیا فقط اس ام اس*
· *جک و لطیفه*
· *اشک سرد*
· *آبتین*
· *هر چی بخوای موجود است*
· *استریو ابزار وب موری*
· *طنز و کنایه*
· *اعجوبه دنیا*
· *امنیت در شبکه و اینترنت*
· *دانلود نرم افزارهای روز*
· *از شیر مرغ تا جون آدمیزاد*
· *بازی فلش و برنامه نویسی*
· *آموزش ، برنامه نویسی*
· *دانلود نرم افزار*
· *برنامه نویسی تحت وب*
· *کافه صفا*
· *سربازان مهدی(عج)*
· *دوستت دارم یه عالمه*
· *من مرد تنهای شبم*
· *آریو برزن*
· *کاغذ کاهی*
· *سرود زندگی*
· *کلبه تنهایی من*
· *نیمه گمشده من*
· *ایران و ایرانی*
· *زاوش زردشت*
· *زرتشت پیام آور آریایی*
· *غروب عاطفه ها*
· *پیامبر اهورایی ایران زمین*
· *کورش مرد تاریخ پارس*
· *ایران زادگاه حقوق بشر*
· *گاتها*
· *نشریه اشو زرتشت*
· *زرتشت و جامعه آن*
· *ناگفته های زرتشتی*
· *زرتشتیان ایران*
· *ستایش زرتشت*
· *کورش همیشه زنده*
· *روح کورش*
· *سیاه و سفید*
· *سرزمین فرهنگ و هنر*
· *ضربه به دشمن انسان*
· *نودشه و طبیعت آن*
· *اقتدار شکار فرصتها*
· *آشیانه*
· *پژواک دانشجو*
· *پژواک دانشجو*
· *خاکستر جاوید*
· *کیش مهر*
· *تا انتخابات*
· *جوانان پان ایرانیست*
· *یاران ایران جوان*
· *سنگ نوشته های ایرانی*
· *ایران امروز*
· *وبلاگ دانشجویان اصفهان*
· *دختر کورش*
· *بهار خاموش*
· *صدای انقلابیون*
· *دغدغه های گم شده*
· *پرواز بر گندمزارها*
· *انسان های سبز بدون مرز*
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات





ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM